امروز بر کف دست راست، کپکی داشتم
ایکاروس! ایکاروس!
چرا آنگاه که از میان ابرهای باران زا به درون ظلمات آن دریای سبز فرو افتادي
رساتر فریاد برنیاوردی؟
چرا بر جایی نیفتادی که هیچ یک از ما
نتوانیم خون و استخوان روی سبزهها را به فراموشي بسپاريم؟
ایکاروس! ایکاروس!
به چه مي اندیشيدي وقتی به میان ابرهای باران زا خيز برمي داشتي؟
آیا چشمهایت خون را نمي ديدند،
و دندانهایت از جریان تند هوا یخ زده بودند؟
سرخ و سفید است خاطرات سقوط های بزرگ.
سرخ و سفید است ذهن شاهدان.
سرخ است سفیدی چشمها،
و سفید است گونههایی که زمانی گلی بود.
ایکاروس! ایکاروس!
...
(بخشی از: "ایکور" شعری بلند از گاوین بنتاک خطاب به ایکاروس)
درست پس از انتشار اولين كتاب رمون كنو (خار راه -١٩٣٣) بارقه اي از ظهور پديده اي مدرن و خاص، فرا روي علاقمندان ادبيات فرانسه متصور شد. آنان به منظور اثبات مدعاي خود بايد بيش از يك ربع قرن در انتظار مي ماندند تا : زازي در مترو(١٩٥٩) عنوان پرفروشترين رمان فرانسه را به خود احتصاص دهد.
انتظار فرانسوي ها از يك نويسنده متبحر بر اين اصل استوار بود كه عليرغم مكاشفه گري، داراي شوخ طبعي بالايي باشد كه نبوغ ذاتي كنو در شوخ طبعي و بداعت هاي وي، آثارش را براي خوانندگانش لذت بخش مي كرد. داستانهاي او همواره موجي از طرح هاي نو و شخصيت هاي قابل باور(هرچند نامتعارف) را در بر داشت. مجموعه حقايقي – هرچند جدي- در قالبي كه كنو ميخواست احساسات خود را با خواننده اش به اشتراك گذارد. نبوغ وي قادر به باور پذيري غير قابل باورهاست.
هر چند به گفته خود كنو، شخصيت مورد علاقه اش ابله داستايوفسكي است ، در حاليكه عليرغم باورپذيري بي نقص شخصيت هاي داستانش، هرگز نمي توانيد ادعا كنيد آدمهايش كليشه اي هستند و قبلاً آنها را تجربه كرده ايم. از جمله نگهبان ساتورنين در (خار راه) ، پيرو كارگر در( پيرو دوست من) ، والنتين برو سرباز در (يكشنبه زندگي) و يا زازي دوازده ساله در (زازي در مترو).
رمون كنو (February 21, 1903 – October 25, 1976) شاعر و نويسنده نرماندي در بندر لوهاور به دنيا آمد هرچند كودكي شادي نداشت ،جزو شاگردان برجسته به حساب مي آمد. وي در سال ١٩٢٠ شروع كرد به خواندن فلسفه در دانشگاه سوربون كرد. از جمله موارد مورد علاقه وي ميتوان به رياضيات،بيليارد ، سينما ، زبان يوناني و... اشاره كرد. در ١٩٣٢ با جيني خواهر اولين همسر آندره برتون- ازدواج كرد.
اگر چه برخي رمون كنو را به همراه ولاديمير بولگاكوف از طلايه داران پست مدرنيته ميدانند، (١) ميتوان او را متاثر از مكتب سورئاليست ،پرورده در فرانسه به رهبري آندره برتون دانست و در حال حاضر او را يكي از مهمترين و موثرترين نويسندگان در ادبيات مدرن مي دانند.
آخرين رمان كنو، پرواز ايكار ، در ١٩٦٨ به چاپ رسيد. هر چند در اين داستان ممكن است خواننده ميان اشخاص حقيقي و خيالي دچار سردرگمي بشود ، در مجموع احساسي سرشار از شادي به وي دست مي دهد. اوبر داستان نويس، طي يك بي ملاحظه گي ، پس از ده-پانزده صفحه نوشتن، شخصيت اصلي داستانش را گم مي كند و بلافاصله به دوستان نويسنده اش مظنون مي شود كه آنرا ربوده اند و متعاقب آن كارگاهي خصوصي، موركول ، را براي يافتنش استخدام مي كند. موركول متفكرانه مي گويد: «جريان خيلي پيراندلويي است». (هنگامي كه جان كالدر ، ناشر لندني در جلسه اي به مناسبت خواندن آثار كنو برگزار شده بود ، مي خواست حالات به خصوص بخش اول كتاب را تشريح كند به تركيبي جالب اشاره كرد : گريه-خنده «crylaugh»).
مطلبي در مقدمه كتاب ذكر شده كه رمون كنو جمله اي از لافونتن را در مورد خودش به كار مي برد «من همانطور شعر مي گويم كه درختي سيب مي دهد» اين يك واقعيت انكار ناپذير از طرز تفكر رمون كنو مي باشد، همان گونه كه از زبان دكتر لاژوا در پرواز ايكار آمده است : « رمان نوشتن نبايد كار سختي باشد، كافي است يك داستان واقعي را تعريف كنيم» (از متن كتاب)
رمون كنو را مي توان، به تعبير خودش يك «ماجراجوي انديشه ها» دانست . داستان پرواز ايكار به فرم سناريو نوشته شده و عليرغم اينكه ساختاري بسيار محكم و جذاب دارد و همراه با اشاره اي استادانه و هنرمندانه ، نويسنده با اسطوره ايكاروس به بازي مي نشيند.
ايكاروس طبق افسانه هاي يونان فرزند ددالوس است كه در سر سوداي پرواز دارد. او به همراه پدرش در هزارتويي محبوس بوده و به كمك بالهايي كه با موم به شانه هايش وصل شده بود موفق به فرار شد و به آسمان پرواز كرد ولي چون به رغم پند پدر كه او را از آميختن با خورشيد بر حذر مي داشت ،بيش از حد به خورشيد نزديك شد، موم بالهايش ذوب شد و در درياي اژه سقوط كرد. اسطوره ايكاروس در تاريخ هنر و ادبيات جهان به گونه هايي متنوع منعكس گرديده است كه نمونه آن شعر بلندي از «گاوين بنتاك » شاعر انگليسي است كه قسمتي از آن در ابتداي همين مطلب آمده است. در كتاب پرواز ايكار نيز اسطوره ايكار در ذهن پوياي رمون كنو به كاراكتري بدل شده است تا نخست از كتاب نويسنده اش فرار كند و سرانجام راهي آسمان ها گشته و در نهايت سقوط كند. شيفتگي ايكار به علم مكانيك و بادبادك در متن كتاب نيز از همين روست:
«يكدفعه ايستاد و شروع كرد به برانداز كردن دور و برش و بچه هايي را ديد كه بادبادك بازي مي كردند. اين شيء هنوز در ميان تجربيات او جايي نداشت ، به شدت از آن خوشش آمد. بادبادكي بود بسيار عادي با دمي دراز كه با كاغذكشي تزيين شده بود، چيزي كه ايكار دليلش را نمي فهميد. بادبادك خيلي بالا در آسمان حركت مي كرد و بچه اي كه طناب هدايت آنرا در دست داشت مي دويد، مي رفت، مي آمد و آن لوزي در آسمانها جابه جايي هاي نامنظمي را دنبال مي كرد كه باد و بوالهوسيهاي راهنماي خردسالش به آن مي داد. ايكار سادگي اين ماشين هوشمندانه و ظرافت اين حركت هوايي در جو لاجوردي آسمان را تحسين مي كرد.» (از متن كتاب)
كنو به هيچ وجه اجازه نمي دهد ساخت داستانش به قضا و قدر سپرده شود و توجه به آخرين جمله كتاب نيز ميتواند نمايشگر لحن منحصر به فرد و مغرورانه رمون كنو در پياده سازي ساختاري منسجم و تحسين برانگيز باشد:
«همه چيز آنطور كه پيش بيني كرده بودم اتفاق افتاد ؛ رمانم تمام شد» (از متن كتاب)
دسترسي فارسي زبانان را به رمان شگفت انگيز (پرواز ايكار) را نميتوان جز به يك حادثه مهم ادبي ياد كرد و آشنايي با رمون كنو را نيز. كسي كه لوموند كمي پس از مرگش تيتر زد:
«جهاني ترين ذهن دوران ما»
نوول ها:
Le Chiendent (1933), ISBN 1-59017-031-8 خار راه
Gueule de pierre (1934)
Les Derniers jours (1936), ISBN 1-56478-140-2 آخرين روزها
Odile (1937), ISBN 0-916583-34-1 اوليد
Les Enfants du Limon (1938), ISBN 1-55713-272-0 بچه هاي گلي
Un Rude hiver (1939) زمستان سخت
Les temps mêlés (1941)
Pierrot mon ami (1942), ISBN 1-56478-397-9 دوست من پيرو ( دلقك)
Si tu t’imagines (1942)
Loin de Rueil (1944), ISBN 0-947757-16-3 پوسته روياها
En passant (1944) عابر
On est toujours trop bon avec les femmes (1947), ISBN 1-59017-030-X هميشه،با زنان زيادي خوب رفتار ميكنيم
Saint-Glinglin (1948), ISBN 1-56478-230-1 سن گلن گلن
Le Journal intime de Sally Mara (1950) كيهان شناسي كوچك قابل حمل
Le Dimanche de la vie (1952), ISBN 0-8112-0646-7 يكشنبه زندگي
Zazie dans le métro (1959), ISBN 0-14-218004-1 زازي در مترو
Les Fleurs bleues (1965), ISBN 0-8112-0945-8 گلهاي آبي رنگ
Le Vol d'Icare (1968), ISBN 0-8112-0483-9 پرواز ايكار
(١)
The Contemporary French Novel
Michel Braudeau
Lakis Proguidis
Jean-Pierre Salgas
Dominique Viart
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر