ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صیت [آوازه] سخنش که در بسیط زمین رفته و قصب الجَیب* حدیثش که همچون شکر می خورند و رُقعهی مُنشآتش که چون کاغذ زر میبرند بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد بلکه خداوند جهان و قطب دایرهی زمان و قایم مقام سلیمان و ناصر اهل ایمان اتابک اعظم، مظفر الدنیا و الدین ابوبکر بن سعد بن زنگی ظلّ الله تعالی فی ارضه رَبِّ اِرْضَ عَنهُ و اَرْضِه به عین عنایت نظر کرده است و تحسین بلیغ فرموده و ارادت صادق نموده. لاجرم کافه انام [همه مردم] از خواص و عوام به محبت او گراییده اند که الناسُ علی دینِ ملوکِهم
زانگه که ترا بر من مسکین نظر است
آثارم از آفتاب مشهور ترست
گر خود همه عیب ها بدین بنده درست
هر عیب که سلطان بپسندد هنرست
*قصب الجَیب
كشف اللغات به نقل از عبدالعظيم قريب: نوعي خرما و نوعي شكر و نوعي از شيريني ، كنايه از قلم.
و نيز ني دوست داشته شده و محبوب ، كنايه از نيشكر.
شمس اللغات به نقل از پرويز ناتل خانلري : نوعي از خرماي كم مزه و نوعي از شكر و نوعي از شيريني.
دكتر سيد محمود نشاط : پاره اي كوچك از ني كه نامه بران نامه هاي امراء در آن نهاده و به كيسه جيب پنهان كرده به مسافت بعيد مي بردند. قلمي كه سابق در گريبان مي گذاشتند. نيشكر مقشر كه در جيب خود مي گذاشتند و به دوستان هديه مي نمودند. قصي مشابه نيشكر كه اندك شيريني دارد كنايه از قلم. گياهي است مثل ني قلم كه در زمين رودخانه ها يافت مي شود و بيخش اندك شيريني دارد و به هندي كانس گويند. خرماي خشك كه در دهان از هم بپاشد. قصب الجب (به ضم جيم و تشديد باء) قسمتي از ني كه در اطراف و درون چاه ها مي رويد . قلمدان
حاشيه چاپ كليات سعدي به نقل از عبدالعظيم قريب: در لغت قسب به فتح اول و سكون سين بمعني خرماي خشك كه در دهان از هم بپاشد ، است و اين معني مناسبترين و بهترين معاني مي باشد.
محمد علي فروغي : اجمالاً معلوم است كه مقصود شيريني استكه از قلم او جاري مي شود.
كليات سعدي به نقل از دكتر وحيد نشاط: نوعي از خرما و شكر، نوعي از شيريني ، قلمي كه سابق بر گريبان مي گذاشتند.
و نيز : مراد از ني قلم است . در روزگار پيشين نويسندگان و منشيان قلمي يا قلمداني مختصر يا مفصل در جيب مي گذاشتند و مطالب فوري يا غير فوري را مي نوشتند. البته جيب هم در محل گريبان دوخته مي شده و بنابر اين قصب الجيب يعني ني گريبان.
دكتر خطيب رهبر: شايد قصيب الجيب پاره هاي نيشكر پوست بازگرفته اي بوده است كه مردم در جيب جامه خود مي نهادند و مي خوردند، شايد هم خود يك نوع شيريني خاص بوده است. قصب الجيب حديث: تشبيه صريح است يعني نيشكر حديث يا شهد سخن.
شادروان دكتر محمد خزائلي در شرح گلستان : قصب الجيب را صحيح دانسته و نوشته است: قصب الجيب چيزي است كه هم اكنون نمونه اش وجود دارد و هم برخي از زرگران و دعا نويسان با آن آشنا هستند. امروزه بقصد حفظ كودكان خود از خطر، قرآن كوچكي را در قابي از طلا يا نقره جاي مي دهيم و در گردن كودك مي آويزيم. تا چندي پيش به جاي قاب، لوله اي مجوف داراي چند گره از نقره يا طلا مي ساختند و از سوراخي كه در هر گره تعبيه شده بود ، بند يا زنجيري مي گذراندند و آن را در همان زمان قصب الجيب مي ناميدند و اين نام و اين استعمال هنوز محفوظ است[?] . اين گونه قصب كه قصب الجيب ناميده مي شود در اعصار قديم تر به منزله دفتر بغلي بوده كه در آن احاديثي خاص يا قصه هاي گوناگون ضبط مي شده است. بنابر اين قصب الجيب حديث، قسمتي از احاديثي مي شود كه مورد احتياج عمومي است و از باب عمومي بودن و اختصار و عدم ضرورت ذكر سند و بسياري از جهات ديگر شبيه به رقعه منشآت بوده است. سعدي با بيان عبارت اول مي خواهد حلاوت گفتار و با آوردن عبارت دوم ، نفاست نوشته خويش را مسلم و آشكار سازد.
دكتر خانلري بر اثر تتبع در كتاب السامي في الاسامي تاليف ابوالفضل احمد ميداني و صحاح جوهري و اقرب الموارد و تاج العروس و توجه به معني دو كلمه قسب به معني خرمايي كه در دهان از هم بشود و جنيب بمعني نوعي از خرماي خوب ، به اين نتيجه رسيده است: قسب به فتح قاف و سكون سين خرماي خشك پست را مي گفته اند و جنيب خرماي خوب شهد آلود را كه بنا بر گفته صاحب تاج العروس يك پيمانه از آن به دوپيمانه خرماي عادي مي فروخته يا مبادله مي كرده اند. بنابر اين كلمات قسب و جنيب در مقدمه گلستان سعدي به معناي خرماي خشك و تر يا خرماي بي مزه و خرماي شيرين است و توالي لين كامات از قبيل رطب ويا بس و غث وسمين شمرده مي شود و معني عبارت سعدي چنين مي شودكه : خرماي سخن او را چه بي مزه و چه شيرين همچو شكر مي خورند. و اين بر اثر نظر عنايت ممدوح است.
.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر