۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

نعمتت افزون کند!!

انسان مجموعه کل به هم پیوسته ای است که همواره بواسطه فعل و انفعالات سطوح متمایز سه گانه به زندگی ادامه می دهد:
سطح فیزیولوژیک،
سطح فکری - ذهنی،
سطح احساسی ـ عاطفی

به تبع آن نیاز هائی برایش متصور می شود (مازلوی خودمان)، مانند :

نیازهای فیزیولوژیکی : خوردن ـ خوابیدن – جنسی – دفع فضولات
نیاز ایمنی اجتماعی : مثل انتخاب شغل برای جلوگیری از اضطراب
نیاز عشق و محبت: مثل انتخاب همسر برای پیشگیری از ناسازگاری فرد
نیاز عزت نفس: مثل روحیه استقلال طلبی و اجتناب از حقارت ـ ضعف ـ درماندگی
نیاز خودشکوفایی: تسلط بر مشکلات و مقاومت در برابر یأس و ناامیدی از خود

اینکه چرا طبیعت راه ادامه بقاء و تولید مثل را در آمیزش جنسی قرار داده ، فرضیه هایی بیان شده ، نه چندان محکم. ولی این را می دانیم به خاطر اختلاف انسان با دیگر جانداران ، نباید آن را علنی کرد. این تابوی انسان بودن ماست. از طرفی در بیشتر فرهنگ ها آمیزش جنسی می بایست بیانگر عشقی حلال در چارچوب ازدواج باشد. و عشقی که به ما تعالی می بخشد نباید صرفاً لذت بخش باشد و اگر به سکس جنبه عشق حلال عطا کنیم ، نجیب و پاک می شود.
هم اکنون مشکل این است که: چرا ؟
چرا ما برای کسب و بلع روزی (ترجیحاً حلال) دست به دعا می بریم؟
چرا در صورت خوابی خوش بعد از دو سه روز بیخوابی ، خداوند را سپاس می گوییم؟
من شخصی را سراغ دارم که اولین جمله ای که هنگام خروج از دستشویی ، از دهانش خارج می شود شکر خالق اش است.
اما هیچ گاه پس ار یک ارگاسم دلپذیر – هرچند از نوع نجیب و حلالش – جرات بر زبان راندن یک سپاس ناقابل از خالقمان را - حتا به تنهایی- نداریم؟ در حالیکه این عمل در بردارنده سطوح سه گانه یاد شده ، جهت ادامه حیات آدمی است.

هیچ نظری موجود نیست: