مدتی پیش در صف تزریق بنزین بودیم ، ظریفی مستغنی الوصف که امتزاج ترشحات بینی و دهانش کسر قابل توجهی از پیراهن زرکش اش را کاور کرده بود ، با لنگی کثیف تر از از باطنمان ، شیشه جلوئین مرکب ما را مه آلود فرمودی ، و در رواق گوشمان خواندی که برایش توان پرداخت هزینه شامش میسور نیست، ما نیز اراده فرمودیم دست در جیب اِزارمان کنیم و اولین ورق بهادار را تقدیم حضرتش فرمائیم ، که خدای ش خواست و پنجهزارتومانی حاصل کار بود،
پس از عزیمتشان، آن عزیز محرم راز که در صندلی کنارمان آرامیده بود فرمود " خوب احمق معلومه که با اون پول بی زبون ،امشب به جای شام مواد میخره "
ما نیز پاسخ فرمودیم که واضح و مبرهن است که باید خیلی ریت حماریته شان بالا باشد که بروند و شام بخورند به جای افیون. و اضافه فرمودیم اصلن:
که گفته یک افیونی با وجهی که حاصل می کند ،افیون نزند و حتمن باید شام بخورد؟
که گفته حتمن باید ترک اش دهی و ندهی حال کند؟ یا وجه صدقه فی رضاء الله را بیاندازی در صندوقی پولادین؟ یا همچو امی عزیزمان با تهیه جهیزیه برای دختران دم بخت، نفس خود را ارضاء فرمائیم؟
که گفته یک گرسنه به غذا بیشتر از معتاد به مواد نیازمند است؟ تازه شم جملگی مان به تفنن غذا معتادیم، نیستیم؟
اصلن که گفته اون خانومی که ازیک جای دور با یک ساک تیره و روسری روشن آمده تهران و کنار بزرگراه به امید یک مشتری گوهر شناس ایستاده و گریم سنگین او تنها به خاطر عدم بازشناسی اش توسط همشهری هاست، را نباید نوازش کنی و کمکش کنی ، هی هم نگوئی اگر من کمکش فرمایم ، خوب ؟ می رود با کس دیگری میخوابد و به پخمگی امثال من می خندد که کمکش کردم و کاری نکردم. خب ، چه اشکالی دارد پخمه شوی به منظور خنداندن بدبختی و چشیدن طعم خنده اش؟
چه طور آن هنگام که با GF تان رفته بودید به آن رستورانت و برای درک لبخند حضرتشان همان میزان ها TIP به خنیاگر هیز پیانو التفات فرمودید ،(تازشم پیانوش نکوکیده بود) که مثلن موقع صرف الدسرشان جای دستآورد مرحوم چایکووسکی ، از اثرات مرحوم شوپن نواختیده گردد.
که گفته که بدنمان را در اختیار یک زن بدبخت و زشت رو نگذاریم که لا اقل -ستاره- ، از آن جهت که طرف اصولن یک بانو نیست؟ خوش لباس پری رو، یا با اصل و نسب نیست؟
کدام ابلهی فرمایش کرده آزموده را آزمودن خطاست؟ کدام موضوع علمی مولود تنها یک آروین بوده که نتیجه داده؟ حال تو در باب ارتباطات اجتماعی که هر 2 بنی بشر ارتباطی منحصر به فرد دارند فرمایش میکنی؟
" من رفتم سرم به سنگ خورد تو نرو" شاید دوز بلاهتتان بسیار فراتر از ما باشد؟ یا حتا بالعکس،
اصلن ما حال میفرمائیم با کنتاکت سنگ و سرمان، همین.
آخییش
ستاره جان اين جا خودمان متن را سانسور نمودیم، این که تنها باشی و باز سانسور فرمائی سخره انگیز ناک است، نه؟
به آن ماند كه در عین تنهائي - مراقب باشید، الفینگر تان را در یکی از دو سوراخ بینی غور نفرماید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر